با روزه گرفتن های دشوار ، در روزهایی که واجب است
اندامها با این کار آرام می گیرد و دیده ها خاشع و جانها خوار می گردد
و دلها سبک می شود و خودبینی از ایشان به وسیله این عبادتها زدوده می گردد.
و با گزاردن چهره های شاداب با تواضع بر خاک و با نهادن مواضع سجده بر زمین خود
را در مقابل خدا خرد می نمایند و اینکه با روزه داری شکمها به پشت می رسند.
امیر المومنین علی (علیه السلام)
آغاز ابرها
در ساعت یک است به وقت نجف.
کمی پس از دو
باران گرفت در کنار بقیع.
درست ساعت سه طوفان شد
در کربلا.
حالا به ساعت من
فقط کمی به لحظه موعود مانده است.
((اللهم عجل فرج ولیک))
اين هم تمثيلي زيبا از حجاب كه يكي از تابلوهاي تبليغاتي كشور مصر محسوب مي شود

ترجمه متن عربي
"تو نمي توني مانع اونا بشي اما مي توني خودت رو از حمله ي اونا در امان بداري!
اون كه تو رو آفريده، مصلحتت رو بهتر مي دونسته."
نیامد، رفتم
پائیز شدفصل بهاری که به من دادند
طی شد تمام روزگاری که به من دادند
خورشید پیشم هست اما من نمی بینم
نفرین به این چشمان تاری که به من دادند
یعقوب نابینای راه یوسفم کرده
این گريه ی بی اختیاری که به من دادند
از بس نیامد که زمان رفتنم آمد
اینگونه سرشد انتظاری که به من دادند
پایان کار "من" به وصل "او" نینجامید
آخر چه شد قول و قراری که به من دادند
ای جاده ها! ای جمعه ها! ای مردم دنیا
کو وعده آن تکسواری که به من دادند
من آرزوی دیدنش را می برم _ شاید ...
... گاهی بیاید تا مزاری که به من دادند
...
يا صاحب الزمان!
قلب عالم امكان ، اي كه نبودت مردن است و همگي، دل به جود تو بسته ايم
مرا ياري فرما تا بتوانم قدمي برايت بردارم و در اين دوران وانفساي غيبت كاري كنم .
آقا جان بهتر بگويم نه اين كه كار من، كار باشد نه!
انشالله كه كار من از باب ((یا ایها العزیز ! مَسَّنا و اهلنا الضُر و جِئنا ببضاعه مُزجاه...)) باشد و تو خريدار من باشي
خود ياري ام كني كه تمالم هستي ام را براي خريدن دل تو بياورم بماند كه اين كالاي من از كلاف نخ پيرزن شيفته يوسف هم بي ارزش تر است ولي بگذار همچو پیرزن در صف خريدارانت بمانم.
الهم عجل لولیک الفرج
آهاي شيعه
نيمه شعبان داره مي رسه
كاري نمي خواي كني
شما نمي خواين خونتون جشن بگيرين؟
تلفن
رو برداشتم ديدم امير پسرعمومه.خيلي خوشحال شدم، چند تا كوچه بيشتر با هم
فاصله نداريم، اما مشغله كاري يا همين بهانه هاي دست و پاگير اجازه
احوالپرسي و رفت وآمد بيشتر روبه ما نمي ده. خلاصه حالت چطوره و بچه ها
چيكار مي كنن و ديالوگ هاي احوالپرسي رو همه از بر بودم. اما چرا امير بهم
زنگ زده بود برام مهم بود.ازش پرسيدم اميرجون بد نباشه احوالي هم از ما
گرفتي؟ ...

بسم الله و به ذكر حجته
سلام بر همگي :
((انشالله از امروز و بعد از وقفه اي دو ساله با توفيق الهي
با مطالب جديد و معارفي در خدمتتان خواهيم بود.))